خبری ، تحلیلی ، سیاسی
 

عجیب ترین لباس های پلیس در دنیا

کشورهای مختلف با تاثیر گرفتن از تاریخ، فرهنگ و البته منطقه جغرافیایی خود لباس‌های نظامی متنوع و گاها عجیبی را طراحی کرده‌اند. هرچند که در قرن 21 نوع پوشش نظامی پلیس و ارتش کشورها به فرم‌های تقریبا یکسانی تبدیل شده است، اما هنوز هم یونیفورم‌های نظامی عجیب در بسیاری از کشورها وجود دارد که در این مطلب به 10 مورد آن‌ها پرداخته شده است. عمده یونیفورم‌های این مطلب دارای قدمتی چندصد ساله هستند.

1. ارتش لژیون اسپانیا

ارتش لژیون اسپانیا که به طور غیر رسمی با نام ترسیو شناخته می‌شود نخستین بار در سال 1920 برای انجام ماموریت‌های برون مرزی در آفریقا تاسیس شد و همچنین لژیون‌های اسپانیایی نقش پررنگی در جنگ‌های داخلی این کشور مقابل نیروهای ناسیونالیست داشتند. نظامیان با یونیفورم ارتش لژیون اسپانیا هم‌اکنون در روز نیروی مسلح این کشور به صورت نمادین حضور پیدا می‌کنند و سرود ملی اسپانیا را می‌سرایند.

ارتش اسپانیا

 

2. یونیفورم پلیس و گارد فیجی

سولو (sulu) نام دامنی است که به عنوان بخشی از لباس‌های ملی فیجی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حال حاضر این یونیفورم در پلیس‌های محلی، گارد ملی فیجی و ...با رنگ‌های مختلفی استفاده می‌شود. همچنین برخلاف اکثر موارد این لیست یونیفورم دامن دار این کشور فقط مخصوص رژه و مراسم ملی نیست بلکه در سطح شهر به صورت کاملا عادی هم به چشم می‌خورد.

 

گارد فیجی

 

 

3. لباس فرم پلیس یونان (ایوزون)

ایوزون‌‌ها بدون تردید دارای یکی از عجیب ترین یونیفورم‌هایی هستند که کماکان می‌توان در نیروی مسلح یک کشور مشاهده کرد. این لباس‌ عجیب که فوستانِلا نام دارد نوعی جامه بلند یونانی و مردانه است که می‌توان آن را نسخه تکامل یافته یونیفورم کلفت‌ها، بلوز چریک‌های یونانی که در زمان جنگ با عثمانیان بر تن داشتند محسوب کرد. این یونیفورم هم‌اکنون در رژه و تشریفات خاصی مورد استفاده قرار می‌گیرد. 

 

پلیس یونان

 

 

4. یونیفورم لژیون پیشگام برون مرزی فرانسه

لژیون برون مرزی فرانسه یکی از گاردهای اصیل فرانسه محسوب می‌شود که در مراسم و تشریفات این کشور رژه می‌روند. یونیفورم این گاردها به سبک دیرینه خود باقی مانده و از قرن 18 تا کنون با همان تبر صیقل خورده و پیشبندی از جنس چرم بوفالو دیده می‌شود.

در نام کامل‌تر لژیون‌های برون مرزی فرانسه عبارت پیشگام "Pioneer" نیز دیده می‌شود، به این دلیل که آن‌‌ها در جنگ‌های مختلف مسئولیت خنثی کردن مین، از بین بردن موانع بین راهی مانند قطع کردن شاخه درختان و ... را برعهده داشتند و در اولین خط هر گردان دیده ‌می‌شدند. 

 

ارتش فرانسه

 

 

5. پلیس مرزی هند

حین جنگی که در سال 1965 بین هند و پاکستان رخ داد، نخستین بار پلیس‌های مرزی هند برای تامین امنیت هرچه بیشتر  در مرز این دو کشور ایجاد شدند. پلیس‌های مرزی در هند به سه بخش تقسیم می‌شوند که در مرزهای مشترک کشورشان، در پاکستان و بنگلادش پاسبانی می‌دهند. یونیفورم این دست از ماموران باتوجه به بخش فعالیت رنگ‌های مختلفی دارد.

 

پلیس هند

 

 

6. یونیفورم ارتش مغولستان

پوشش و تجهیزات ارتش امروزی مغولستان، همانطور که مشخص است الهام گرفته از سربازان «امپراطوری مغول‌ها» بوده است. نکته جالب توجه درفش‌هایی است که سربازان با خود در سطح شهر حمل می‌کنند. سربازان در زمانی که کشور درگیر جنگ نباشد از درفش سفید رنگ، و در زمان جنگ از درفش های مشکی استفاده می‌کنند.

 

 

ارتش مغولستان

 

7. یونیفورم گارد سلطنتی کره جنوبی

با تصویب شدن نوع پوشش محافظان دربار کره جنوبی در سال 1996، طرح یونیفورم این محافظان به قرن‌ها قبل‌ بازگشت و گارد سلطنتی کره جنوبی به سلاح و پوششی که در تصویر زیر ملاحظه می‌کنید تغییر یافت. به دلیل استقبال بالا از این یونیفورم، در چندی از مراسم صورت گرفته در کره، سربازان با یونیفورم گارد‌های سلطنتی شرکت کردند.

ارتش کره جنوبی

 

8. پاسداران برج لندن

پاسداران برج لندن که اختصارا با نام "Yeomen Warden"  شناخته می‌شوند یکی از مجرب ترین نیروهای امنیتی بریتانیا هستند که برای رسیدن به این پست باید به مدت 22 سال تحت عنوان افسر پاسبانی سابقه داشته باشند. مسئولیت این گارد محافظت از زندانیان برج، محافظت از جواهرات ملکه و  سایر فعالیت‌های مرتبط با امنیت برج لندن است. 

 

 

ارتش کره جنوبی

 

9. گارد پادشاهی تایلند

این گارد نخستین بار در سال 1859 توسط رامای پنچم تاسیس شد و تا کنون نیز برجا مانده است. وظیفه اصلی این گارد  محافظت از خاندان سلطنتی تایلند بوده و تنها افرادی می‌توانند در این سمت مشغول شوند که در«ارتش مهندسان بادیگارد سلطنتی» آموزش دیده باشند.

 

 

ارتش تایلند

 

10. یونیفورم سویس گارد در واتیکان

سوئیس گارد (Swiss guard) واتیکان یکی از قدیمی ترین و کوچک ترین ارتش‌های جهان است که از سال 1506 میلادی تا کنون وظیفه محافظت از پاپ را بر عهده دارد. این یونیفورم رنگارنگ 154 تکه‌ای حدود 3.6 کیلوگرم وزن دارد.

بر خلاف ظاهر سنتی خود، گاردهای واتیکان از هر دو سلاح گرم و سرد استفاده می‌کنند.

 

 پلیس گارد سوئیس

 

خاطرات ترسناک بدل پسر بزرگ صدام

لطیف یحیی می‌گوید: در اواخر دهه 1980، من به عنوان یک افسر در ارتش عراق کار می‌کردم، از یک فرمانده جوخه نامه‌ای دریافت کردم که از من می خواست ظرف 72 ساعت در کاخ بغداد حضور داشته باشم. وقتی به قصر رسیدم، آنها مرا به دیدن عدی حسین، پسر بزرگ صدام بردند. در آنجا وی گفت: من می خواهم شما چریک و فدایی من (به معنای بدل او) در موقعیت های خطرناک باشی. لطیف یحیی مفهوم دقیق حرف او را درک نکرد، بنابراین از او پرسید: آیا می‌خواهی من محافظ تو باشم؟ عدی گفت: نه. سرویس اطلاعاتی فکر می‌کند ما شبیه هم هستیم، بنابراین من می خواهم شما بدل من باشید.

لطیف می‌گوید: با شنیدن این حرف، احساس کردم کسی با چکش به سر من ضربه می‌زند، سپس دوباره از او پرسیدم  «آیا من انتخابی دارم؟» چون فکر کردم این حرف او کمی شوخی است. عدی گفت: «اگر امتناع کنید، می‌توانید به ارتش برگردید. ما با شما مشکلی نداریم.» اما این دروغ بود، به محض اینکه از قصر خارج شدم، نگهبانان او من را داخل صندوق عقب اتومبیل انداختند و به زندان بردند، داخل سلول همه چیز را قرمز رنگ کرده بودند تا ذهن را خسته کنند و خون را به شما یادآوری کنند. کل اتاق به رنگ قرمز بسیار گیج کننده‌ای بود.

خاطرات ترسناک بدل پسر بزرگ صدام

خاطرات ترسناک بدل پسر بزرگ صدام

لطیف یحیی در سمت راست و عدی حسین در سمت چپ

آنها مرا به مدت یک هفته در آن زندان نگه داشتند، قبل از اینکه عدی بخواهد دوباره مرا ببیند، او سعی داشت مرا از نظر روانی شکنجه کند. این بار او تهدید کرد که به خواهرانم که در آن زمان جوان بودند تجاوز خواهد کرد. من به او گفتم: من آنچه را که می خواهی انجام خواهم داد، اما خانواده ام را رها کن و از اینجا همه چیز شروع شد. پس از آن، من اغلب تجاوزها، شکنجه‌ها و قتل‌ها را می‌دیدم ، شکنجه هایی که عدی انجام می داد بسیار وحشتناک بود. یک بار در دفتر کمیته المپیک عراق نشسته بودم که پدر دختری را که توسط عدی مورد تجاوز قرار گرفته بود آوردند. او ملکه زیبایی بغداد بود. پدر سعی داشت تا از عدی شکایت کند، به همین دلیل عدی می‌خواست از او انتقام بگیرد.

او از من خواست که به سر آن مرد شلیک کنم ، اما من قبول نکردم. او گفت ،من به تو دستور می‌دهم ، به او شلیک کن!. " من دیوانه شدم بنابراین یک چاقو برداشتم و مچ هایم را جلوی او زدم. او شوکه شده بود. سپس من را به بیمارستان منتقل کردند و پس از آن عدی از من نخواست به کسی شلیک کنم.

 در اوایل دهه 1990 از عراق فرار کردم. اما من پنج سال پس از آن به دنبال مشاوره و روان درمانی رفتم و سعی کردم از شر چیزهایی که دیده ام خلاص شوم: شکنجه و آدم ربایی دختران، تجاوز جنسی و همه چیزهای زشت. یکبار با مصرف دوز بالای دارو اقدام به خودکشی کردم ، یکبار هم سعی کردم خود را حلق آویز کنم. خیلی افسرده شده بودم من مقدار زیادی (دیازپام) مصرف کرده ام تا آرام شوم و اکنون تا ساعت 5 یا 6 صبح نمی‌خوابم. من همیشه کابوس می‌بینم. وقتی در غرب زندگی می‌کنید ، چنین چیزهایی را نمی بینید.

خاطرات ترسناک بدل پسر بزرگ صدام

لطیف یحیی در سال 2003

در سال 2003 مشغول تماشای اخبار در دفتر خود در منچستر انگلیس بودم که شنیدم عدی توسط سربازان آمریکایی کشته شد. فنجان قهوه‌ای که در دست داشتم روی تلویزیون خرد کردم. خیلی عصبانی بودم نمی خواستم عدی کشته شود، می خواستم او به جرم جنایاتش محاکمه شود، می خواستم در دادگاه باشم تا بگویم: ببینید این مرد با من چه کرد. من عدالت می خواستم. اما این اتفاق نیفتاد.

فیلمی براساس زندگی لطیف یحیی به نام "بدل شیطان" در سال 2011 توسط یک سازنده بلژیکی-هلندی به نمایش درآمد.

آیا مدیران صدا وسیما جسارت پذیرفتن اشتباه خود را داند؟

پس از چند روز گمانه زنی در مورد احتمال گزارش فینال لیگ قهرمانان آسیا توسط عادل فردوسی پور در صدا و سیما، بالاخره امروز خبر رسمی گزارش این بازی توسط فردوسی پور منتشر شد، اما نه برای صدا و سیمای ایران بلکه برای اکانت فارسی صفحه اینستاگرامی فدراسیون فوتبال آسیا؛ اتفاقی که برای بسیاری از علاقمندان به فوتبال غیر منتظره بود و اساساً در تاریخ ورزش کشور نمونه مشابه دیگری ندارد.

به گزارش «بازتاب»، 16 آذرماه سال جاری یکی از سایت های خبری کشور در خبری که البته برای آن منبع موثقی ذکر نشده بود، خبر بازگشت عادل فردوسی پور را به صدا و سیما با گزارش فینال لیگ قهرمانان آسیا منتشر کرد؛ خبری که البته برخی از کارشناسان این حوزه آن را نادرست و صرفاً تلاشی برای بیشتر دیده شدن از سوی سایت منتشر کننده خبر توصیف کردند.

با اینکه خبرهای مورد اشاره بسیاری از علاقمندان به این گزارشگر با سابقه کشورمان را امیدوار کرده بود تا بالاخره صدا و تصویر فردوسی پور را دوباره در صدا و سیمای کشورمان ببینند و بشنوند، اما گذر زمان به شکل دیگری سپری شد و خبر موثقی در این باره از سوی دیگر رسانه ها منتشر نشد!

این شایعه و گمانه زنی ادامه داشت تا اینکه روز پنجشنبه 27 آذر «ایران ورزشی» خبر گزارش بازی فینال لیگ قهرمانان آسیا توسط عادل فردوسی پور را به صورت رسمی اعلام کرد، اما در جزئیات خبر اشاره شده بود که این گزارش نه برای صدا و سیما و شبکه سه سیما، بلکه برای اکانت فارسی فدراسیون فوتبال آسیا در شبکه مجازی اینستاگرام انجام خواهد شد.

گزارش جدید عادل فردوسی پور لیگ فینال آسیا, عادل فردوسی پور

خبری که خیلی زود با استقبال و همزمان شگفتی میلیون ها علاقمند به فوتبال در ایران رو به رو شد و آنچه اینجا از همه قابل تأمل تر بود، افزایش لحظه ای و شگفت آور شمار دنبال کنندگان این صفحه اینستاگرامی بود.

به هر صورت با سفر فردوسی پور به قطر و استقرار وی در محل اسکان عوامل فدراسیون فوتبال آسیا در دوحه، همه گمانه ها به قطعیت رسید و بر این اساس فردا بازی فینال میان پرسپولیس ایران و اولسان هیوندای کره جنوبی علاوه بر شبکه سه سیما از طریق صفحه اینستاگرامی AFC نیز با صدای عادل فردوسی پور پخش خواهد شد.

همانطور که اشاره شد با مخابره رسمی این خبر حالا ما شاهد افزایش قابل توجه دنبال کنندگان صفحه اینستاگرامی مذکور هستیم که می خواهند گزارش بازی را با صدای این گزارشگر با سابقه کشورمان بشنوند.

اتفاقی عجیب که در دل خود پیام های شفاف و روشنی خطاب به مدیران صدا و سیما به ویژه مدیران شبکه سه سیما دارد. همان مدیرانی که در ماه و سال های اخیر به خوبی نشان دادند که انصافاً سرمایه سوزهای قهاری هستند و در حوزه نخبه کشی بی نظیرند.

روشن ترین پیام این ماجرا را علاقمندان به فوتبال به مدیران صدا و سیما مخابره کردند؛ همان هایی که در حال حاضر نفر به نفر و پر شمار در حال پیوستن به صفحه اینستاگرامی اکانت رسمی فدراسیون فوتبال آسیا هستند و به احتمال بسیار زیاد فردا این مسابقه را از شبکه سه سیما مشاهده نخواهند کرد.

آنها به مدیران صدا و سیما این پیام را مخابره کردند که همیشه امکانات و سلایق شخصی نمی تواند حریف علاقه و نظر مردمی باشد و علاقمندان به فوتبال در اولین فرصت که شرایط برای آنها فراهم شود از زیر بار این همه تک روی رها خواهند شد و راه دیگری را برای دنبال کردن علائق خود در پیش خواهند کرد.
راه های دیگری که چه بسا همیشه مثل این تصمیم اخیر بی خطر و مقطعی نباشد و بعید نیست اگر در موارد مشابه دیگر بسیاری از ارزش های حاکمیتی ما را با چالش جدی رو به رو کند.

اما پیام مهم تر را شخص عادل فردوسی پور به مدیران صدا و سیما مخابره کرد؛ گزارشگری که پیش از این نیز اخباری مبنی بر پیشنهادهای نجومی و البته دائمی چند شبکه ماهواره ای برای او رسانه ای شده بود، اما به آنها پاسخ مثبت نداد، اما این بار پیشنهاد مقطعی اکانت اینستاگرامی AFC را پذیرفت تا هم از سویی میزان محبوبیت خود را به رخ مدیران انحصارگرای شبکه سه سیما و مدیران ارشد آنها بکشد و هم از سویی به آنها این نکته را گوشزد کند که هنوز علاقمند است به رسانه ملی بازگردد و فعالیت های خود را در کشور خودش و برای مردم کشور خودش دنبال کند.

به دیگر سخن او هنوز پل های پشت سرش را همانند بسیاری از مجریان و فعالان صدا و سیما که از این رسانه جدا شدند، خراب نکرده و منتظر این است تا سطحی از واقع بینی در میان مدیران ارشد صدا و سیما دوباره شکل بگیرد و مدیران رسانه ملی به اشتباه بزرگ خود در این زمینه پی ببرند.

باید منتظر ماند و دید مدیران صدا و سیمای کشورمان در برابر این پیام های روشن چه واکنشی نشان خواهند داد و آینده برای ورزش فوتبال کشور به ویژه در حوزه رسانه و خبر چگونه پیش خواهد رفت.

درزمان تصویب برجام هیچ مشورتی از من بعنوان معاون حقوقی ریس جمهور گرفته نشد.

در زمان تصویب برجام هیچ مشورتی از من به عنوان معاون حقوقی رئیس جمهور گرفته نشد/ به عنوان یک شهروند برای برجام جلساتی را با اساتید حقوق برگزار کردم که برادر رییس جمهور تماس گرفت و گفت به شما چه ربطی دارد؟!/ در دولت به FATF تعهد دادند، معاونت حقوقی خبر نداشت/ گاهی چندماه منتظر ملاقات با روحانی می‌شدیم


جهان نيوز، بخش های مهم اظهارات معاون حقوقی وقت رئیس جمهور در زمان تصویب توافق برجام را در ادامه خواهید خواند:

*در برجام هیچ نقشی نداشتم و تمامی اقدامات را وزارت خارجه انجام داد.

*هیچ مشورتی به عنوان معاون حقوقی رئیس جمهور از من گرفته نشد.

*در نهایت، به عنوان یک شهروند ایرانی، ۴۰ نفر از اساتید حقوقدان کشور را برای بررسی برجام گرد هم آوردم و نکات حقوقی را متذکر شدیم که هیچ‌ یک از موارد ذکر شده در برجام رعایت نشد.

*من در بین همکاران حقوقدانم مورد سوال بودم. می گفتند ما نظر داریم. ما نگران منافع ملی هستیم. اساتید دغدغه داشتند که مثلا اگر طرف های مقابل وظایفشان را انجام ندادند چه می شود، تکلیف جمهوری اسلامی چه می شود؟ هیچ کدام از این موارد ذکر نشده بود.

*پس از گردآوری حقوقدانان و تذکرات دیگری که مطرح کردم، فریدون برادر رئیس جمهور با من تماس گرفت و ابراز ناراحتی کرد.

*در دانشگاه، کلاس برجام‌خوانی گذاشتیم. اکنون، دانشجویانم در رشته حقوق بین‌الملل متوجه موارد و مشکلات در برجام می‌شوند اما مسئولین مربوطه متوجه این موارد در برجام نشدند.

*در برجام، ایران یک سر میز بود و ۱+۵ متحدانه در طرف دیگر؛ هیچ ضمانت اجرایی برای خروج آمریکا از برجام و انجام تعهداتش در نظر گرفته نشده اما ایران باید همچنان بر تعهداتش باقی بماند!

*حقوقدانان خودمان را باید جدی بگیریم. نیازی نداریم که از حقوقدان خارجی استفاده کنیم.

*یک کلماتی برای خاتمه برجام به عبارات مختلف در سند آمده بود. «ترمینیشن» یعنی تمام شده است اما «ساسپند» یعنی تحریم ها به راحتی قابل برگشت است.

*«مکانیزم ماشه» موجود در برجام،‌ نامتوازن و به ضرر ماست

*این واقعا یک معضلی بود. ایران یک طرف بود، آمریکا و اروپا طرف دیگر. ما اینجا واقعا بلاتکلیف بودیم که مثلا اگر آمریکا تعهداتش را انجام ندهد تکلیف ما چیست؟ ما باید ادامه بدهیم یا نه؟ اینها مواردی بود که واقعا لاینحل باقی ماند.

*با آمدن بایدن نمی‌توان امید داشت که اتفاق دیگری رقم بخورد؛ روش کار آنها عوض می‌شود. بدترین تحریم‌ها علیه ما، در دوره دموکرات‌ها وضع شده است.

*برای ترور رفیق حریری دادگاه بین‌المللی تشکیل شد؛ برای ترور سردار سلیمانی چطور؟!

*در دولت به FATF تعهد دادند، ما در معاونت حقوقی خبر نداشتیم!

*برخی کشورهای عضو FATF داعش را تأمین مالی کرده‌اند و پول‌های نفت فروخته شده داعش با پولشویی وارد عرصه بین‌المللی شده است؛ FATF چه برخوردی داشته؟!

*در دولت برای دیدن رئیس‌جمهور باید وقت می‌گرفتیم و گاهی چند ماه طول می‌کشید.

*اگر در «قرارداد ۲۵ ساله با چین» تمام حق شرط‌ها و تعهدات لحاظ شده باشد، خیلی خوب است.

*ای کاش موسوی در سال ۸۸ از دشمنان نظام تبری می‌جست.

*مصوبه «اقدام راهبردی برای رفع تحریم‌ها» به هیچ عنوان عواقبی برای ما ندارد؛‌ کوتاهی کنیم، ترورهای دیگری رقم می‌خورد.

روحانی از کدام ایران سخن می گوید؟

صراط=نشست خبری دیروز حسن روحانی، اگرچه با حضور تعداد معدودی از خبرنگاران عموماً دستچین شده و هواخواه دولت برگزار شد، اما خالی از حاشیه هم نبود. بیشتر این حواشی، اما حوالی اظهار نظر‌های شگفت آور رئیس جمهوری می‌چرخید که چنان از دستاورد‌ها و عمل به وعده هایش طی هفت سال گذشته می‌گفت که گویی از کشوری غیر از ایران سخن می‌گوید!

نشست خبری دیروز حسن روحانی، اگرچه با حضور تعداد معدودی از خبرنگاران عموماً دستچین شده و هواخواه دولت برگزار شد اما خالی از حاشیه هم نبود. بیشتر این حواشی اما حوالی اظهار نظرهای شگفت آور رئیس جمهوری می چرخید که چنان از دستاوردها و عمل به وعده هایش طی هفت سال گذشته می گفت که گویی از کشوری غیر از ایران سخن می گوید!

جالب ترین بخش از سخنان روحانی اما آنجا بود که با اعتماد به نفسی مثال زدنی اظهار داشت: «به تمام وعده‌هایی که در ۷ سال گذشته به مردم دادیم عمل کردیم. وعده ما به مردم اعتدال، تعامل سازنده با جهان، برداشتن تحریم از دوش مردم و رساندن مردم به حقوق حقه خودشان، تثبیت حق هسته ای مردم ایران بود.»! فارغ از اختلاف نظر سیاسی و ایدئولوژیک با دولت موسوم به تدبیر و امید، مثال های نقض درباره تک به تک ادعاهای روحانی بحدی زیاد است که برشماری آن از حوصله خارج خواهد بود اما می توان به مهمترین آنها اشاراتی داشت.

روحانی از کدام ایران سخن می‌گوید؟

روحانی درحالی از اعتدال دم می زند که نه تنها طی هفت سال گذشته به تک‎روی سیاسی و عملیاتی نمودن منویات یک جناح خاص در عرصه حکمرانی مشغول بوده بلکه همواره به بی ادبانه ترین وجه ممکن، منتقدین خویش را با تعابیری همچون «بی‌سواد، بی‌شناسنامه، بی‌دین، مزدور، کاسب تحریم‌، کودک‌صفت، حسود، بزدل، ترسو، جیب‌بر، بی‌قانون، بیکار، متوهم، فاسد، سوءاستفاده‌گر، خرابکار، عقب‌مانده، تازه به دوران رسیده، عصر حجری، هوچی‌باز، منفی‌باف، یأس‌آفرین، ناشکر، نفهم، لات» و... نوازش کرده است!

رئیس جمهور مدعی حقوقدانی درحالی سخن از تعامل سازنده با جهان به میان می آورد که جز هفت سال اخیر هیچگاه در طول چهل سال گذشته تا بدین حد، سایه جنگ و تهدید تمامیت ارضی از طرف دولت های خارجی بر آسمان کشور احاطه نداشته است! در عین حال، نامبرده آنچنان از برداشتن تحریم از دوش مردم سخن می گوید که لابد «تورم 42 درصد»، «جهش 600 درصدی قیمت مسکن»، «اُفت 300 درصدی ارزش پول ملی»، «رشد 6 برابری نرخ ارزهای خارجی»، «افزایش 3 برابری قیمت خودرو و بنزین» در دولتی غیر از دولت ژنرال های بنفش رخ داده است!

همچنین ادعای روحانی درباره تثبیت حقوق هسته ای نیز آنقدر مضحک و خنده دار است که شنونده را بیاد «بتن ریزی در رآکتور آب سنگین اراک» و «انفجار سایت هسته ای نطنز» و «ترور شهید فخری زاده» و «اخراج و تعدیل بیش از هزار نخبه هسته ای از مراکز تحقیقاتی کشور» می اندازد!

در خاتمه باید گفت، توصیفاتی که حسن روحانی درباره کارنامه درخشان خود و کابینه اش طی هفت سال گذشته ارائه کرد، آدمی را به شک می اندازد که آیا براستی نامبرده پیرامون وضعیت کشوری به نام ایران سخن می گوید یا همچون اهل منبر و واعظان، ویژگی های جنت المأوی را مستمعین برمی شمارد؟!

بایدن رسما رئیس جمهور آمریکاشد

بایدن رسما رئیس جمهور آمریکا شد

جو بایدن نامزد حزب دموکرات تا این لحظه با کسب ۳۰۲ رای گزینشگران انتخاباتی، به طور رسمی پیروز رقابت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شد.

نشست گزینشگران موسوم به الکترال کالج از ساعت ۱۰ صبح به وقت محلی از ایالت ورمونت آغاز شد و سپس ایالت‌های مختلف هم نشست مشابه را در پایتخت ایالتی برگزار کردند.

هر ایالت متناسب با تعداد سناتورها و اعضای مجلس نمایندگان خود، حق رای گزینشگر انتخاباتی دارد.

مجموع آرای گزینشگران در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ۵۳۸ رای است که سه رای آن مربوط به منطقه ویژه کلمبیا و واشنگتن دی سی است. 

هر نامزدی که بتواند حداقل ۲۷۰ رای گزینشگران را به دست آورد، پیروز رقابت و رئیس جمهوری آینده خواهد بود مگر اینکه در زمان اعلام این نتایج به کنگره آمریکا در ۶ ژانویه، نسبت به نتایج اعلامی، اعتراضی مطرح شود.

این اعتراض باید در هر دو مجلس سنا و نمایندگان وارد دانسته شود تا نتایج تغییر یابد که با وجود اکثریت دموکرات ها در مجلس نمایندگان، این کار محتمل نخواهد بود.

به این ترتیب، باید انتظار داشت در ۶ ژانویه، کنگره آمریکا به طور رسمی پیروزی بایدن را اعلام و در ۲۰ ژانویه، قدرت اجرایی را به او واگذار کنند، هرچند که دونالد ترامپ رئیس جمهوری فعلی و کارزار انتخاباتی او همچنان به دنبال مانع‌تراشی در انتقال قدرت هستند.

ترامپ همچنان انتخابات را بزرگترین تقلب در تاریخ آمریکا می‌داند و می‌گوید جهان به این انتخابات می‌خندند.

با این حال پیش بینی می‌شود بایدن در نشست امروز گزینشگران ۳۰۶ رای خود را تثبیت و سهم ترامپ هم همان ۲۳۲ رای باشد.

در نشست‌های امروز، ایالت‌های کلیدی میشیگان، ویسکانسین، جورجیا، نوادا، آریزونا و پنسیلوانیا هم به طور قطعی به بایدن رای دادند.

علی مطهری: چرا باید تصور کنیم تعامل با آمریکا یعنی تسلیم؟

 

علی مطهری در روزنامه اعتماد نوشت: بعد از پیروزی انقلاب قرار بر قطع رابطه با امریکا نبود تا زمانی که قضیه گروگان‌گیری رخ داد و امریکا رابطه را قطع کرد، در حالی که ما می‌توانستیم همانطور که با انگلیس و فرانسه و آلمان و روسیه رابطه داریم با امریکا هم با حفظ آرمان‌های خود از جمله آزادی فلسطین رابطه داشته باشیم و مشکلات اجتناب‌پذیر و غیرضروری برای انقلاب درست نکنیم.

مشکل اصلی ما با امریکا مساله فلسطین است که این مشکل را با سایر کشورهای غربی هم داریم در حالی که رابطه‌مان با آنها برقرار است.

در طول این چهل سال به تدریج هدف انقلاب اسلامی که همانا ایجاد یک کشور نمونه اسلامی توسعه یافته و برقراری اتحاد میان کشورهای مسلمان برای محقق کردن رسالت‌های فرامرزی انقلاب اسلامی بود تبدیل به هدف نابودی امریکا و دشمنی با کشورهای اسلامی متمایل به امریکا و پیش بردن آرمان فلسطین به تنهایی شد که منجر به هراس سایر کشورهای اسلامی و افتادن برخی از آنها در دامان اسراییل گردید و از طرف دیگر باعث بازماندن کشوراز پیشرفت و توسعه شد به‌طوری که کشور هایی مثل ترکیه و امارات که قبلا فرسنگ‌ها از ایران عقب‌تر بودند اکنون فرسنگ‌ها جلوتر هستند و مردم ایران حق دارند از خود بپرسند چرا ما در طول این چهل سال به پیشرفت قابل توجه و رفاه نرسیدیم گرچه در برخی فناوری‌ها رتبه‌های خوبی در جهان کسب کرده‌ایم.


به عبارت دیگر مبارزه با امریکا برای ما طریقیت داشت نه موضوعیت، وسیله بود نه هدف، ولی اکنون موضوعیت پیدا کرده و تبدیل به هدف شده است. گویی ابتدا باید نظام امریکا از بین برود تا بعد ما به پیشرفت و توسعه بپردازیم. عده‌ای هم چنین جلوه داده‌اند که رابطه یا مذاکره با امریکا حتی در دوره فردی غیر از ترامپ، ملازم با تسلیم و لااقل به معنی اعتماد به اوست. این حرف‌ها بلادلیل است. آیا مذاکره پیغمبر اکرم با ابوسفیان قبل از فتح مکه به معنی اعتماد به ابوسفیان یا تسلیم در برابر او بود؟ ضمن اینکه اساسا در دنیای سیاست، اعتماد چندان مفهوم ندارد.

همچنین برخی معتقدند با مذاکره یا رابطه با امریکا، انقلاب تمام می‌شود و اساسا ما همیشه نیازمند یک دشمن بزرگ هستیم تا شور انقلاب نخوابد، غافل از اینکه شور انقلاب هم یک وسیله است نه هدف و باید متکی به یک شعور باشد.

زمانی که تغییر در سیاست‌ها و رفتار امریکا احساس می‌کنیم باید از این فرصت برای احقاق حقوق مردم‌مان استفاده کنیم. متأسفانه از فرصت دوره اوباما،با همه شیطنت‌هایی که داشت،با شعارهای احساسی به درستی استفاده نکردیم. وقتی اسراییل و عربستان به‌شدت از قطع رابطه ما با امریکا بهره می‌برند و به‌شدت نگران بهبود این رابطه البته با حفظ اصول و آرمان‌های ما مثل آرمان فلسطین هستند و می‌خواهند تأثیرگذاری بر کنگره و احزاب امریکا منحصر به خودشان باشد چرا ما متناسب با تغییر رفتار امریکا رفتار نکنیم؟ اگر هدف‌های انقلاب اسلامی با این رابطه بهتر تأمین شود آیا باز هم باید در راه تحقق آن کارشکنی کنیم؟ چرا لابی ایران نباید در کنگره امریکا موثر باشد و حقایق را به گوش آنها برساند به جای آنکه دروغ‌هایی را از منافقین و لابی صهیونیسم و لابی عربستان و امارات دریافت کنند.

به هرحال نباید هدف اصلی انقلاب اسلامی را که ساختن یک کشور نمونه اسلامی بود گم کنیم و وسیله یعنی مبارزه با امریکا را در جای هدف قرار دهیم. قبل از انقلاب هم این مشکل به شکل دیگری وجود داشت. عده‌ای از مبارزان مسلمان چپ‌گرا بودند که می‌گفتند اسلام یعنی مبارزه، و سایر شؤون اسلام را مسکوت گذاشته بودند.

رای "سحر": تبری بر وجهه قوه قضاییه

عصر ایران؛ از زمانی که "سید ابراهیم رئیسی" ریاست قوه قضائیه را بر عهده گرفته است، شاهد تحولات مثبتی در دستگاه قضا هستیم؛ از آن جمله می توان به مبارزه با مفاسد اقتصادی و بازگرداندن حقوق تضییع شده مردم به بیت المال اشاره کرد. این اقدامات هم باعث رضایت و امیدواری نسبی مردم شده است و هم نگاه آنها به دستگاه قضا و رئیس آن را بهبود بخشیده است.

با این حال، برخی اتفاقات رخ می دهد که این عملکرد رو به بهبود را تحت الشعاع قرار می دهد. نمونه اخیر آن، حکم حبس 10 ساله برای "سحر تبر" (با نام اصلی فاطمه خوشیوند) است؛ دختر 19 ساله اینستاگرامی که با گریم های عجیب و غریب اش، دنبال کننده های زیادی جذب کرده بود و مهر ماه 98 بازداشت شد.

تبر
اینک خبر رسیده که دادگاه بدوی این دختر جوان را به 10 سال حبس محکوم کرده است.
هر چند می توان کارهای او را به قوانین متعددی مرتبط کرد و برایش چنین حکم سنگینی را در نظر گرفت ولی این حکم سنگین باعث شده است مقایسه هایی بین او و محکومان مفاسد اقتصادی شکل بگیرد و مثلاً پرسیده شود که چگونه برای فلان مجرم اقتصادی که کارش اخلال عمده در بازار ارز بود یا برای دیگر مدیری که بازار مایحتاج عمومی مردم را در این وانفسای گرانی مختل کرده بود، 5 سال حبس در نظر گرفته اند ولی برای دختری که در اینستاگرام، فعالیت های حماقت باری چون گریم های وحشتناک، دابسمش های بیهوده و یاوه داشت، 10 سال زندان؟!

نکته آن که سحر تبر، طبق اطلاعات موجود در سایت های مختلف، حین دستگیری 18 سال داشت و عمده فعالیت هایش را در سال های قبل از 18 سالگی، یعنی زمانی که به سن قانونی نرسیده بود و قانوناً "کودک" محسوب می شد، انجام داده بود.
اشتباه نشود! نمی خواهیم سحر تبر را مبرا از خطا بدانیم اما وجدان عمومی جامعه نمی پذیرد دختری که تازه به سن قانونی رسیده و عمده کارهای اینستاگرامی اش را قبل از این سن انجام داده، 10 سال زندان برود. آن هم در شرایطی که مردم می بینند اختلاسگران و اخلالگران اقتصادی که پای خود را بر گلوی 80 و چند میلیون ایرانی فشرده اند، با احکامی مشابه و حتی گاه خفیف تر مواجه می شوند یا حتی برخی سیاسیون که درباره شان اتهامات سنگین اقتصادی وجود دارد، نه تنها محاکمه نمی شوند که به پست های بالا هم می رسند.
این ها مسائلی هستند که مردم را می آزارند و الا کیست که از نابخردی های دختر خامی مثل سحر دفاع کند؟

نکته دیگر - که غیر قضایی است - آن که سحر و امثال او، محصول عملکرد مجموعه دستگاه های حکومتی است. اگر امروزه می بینیم که دختران و پسران پرشماری در درگیر دین گریزی، بی هویتی، بی تفاوتی به وطن، بدبینی به هنجارها و ... هستند، مقصر مسوولانی هستند که عملکردشان، در معرض دید همگان است. 

برای دستگاه قضایی با آن همه ابهت و عظمتش، پسندیده تر آن بود که دختری مانند سحر را نسبت به اعمالش متنبه کند و پدرانه با او و امثال او که قربانی وضع موجود هستند، برخورد کند و حتی اگر مجازاتی هم در نظر می گیرد، معطوف به اصلاح باشد نه تباه کننده کل دوران جوانی پشت میله های زندان.
امید که پرونده های این چنینی که به نوعی در معرض افکار عمومی هستند، با درایت بیشتری و در چارچوبی تعریف شده مورد رسیدگی قرار گیرند تا وجوه عملکردی نیکوی قوه قضائیه تحت الشعاع احکامی این چنین قرار نگیرند و رضایت نسبی و شکننده موجود را در هم نشکنند.

کامیل احمدی به9سال حبس محکوم شد.

 

کامیل (محمد) احمدی عنصر دو تابعیتی ایرانی_انگلیسی که به عنوان پژوهشگر مسائل اجتماعی در کشور فعال بود، با حکم بدوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۹ سال حبس و پرداخت جریمه نقدی به مبلغ ۶۰۰ هزار یورو محکوم شد.

احمدی، متهم به تحصیل مال نامشروع حاصل از همکاری و اجرای پروژه‌های موسسات برانداز در کشور است.

خبرگزاری تسنیم با انتشار این خبر نوشته است: وی متهم به همکاری با موسسه "هیفوس" در موضوعات زنان و کودکان، تلاش برای اعمال نفوذ در تهیه و تصویب طرح "افزایش سن ازدواج" با همراهی ۲ تن از نمایندگان زن سابق مجلس شورای اسلامی، ارتباط و همکاری با سفارتخانه‌های کشور‌های اروپایی در راستای اجرای پروژه بالا بردن سن ازدواج در ایران و ترویج و حمایت از همجنسگرایی، همکاری و ارتباط با رسانه‌های معاند و بیگانه و ارسال گزارش خلاف واقع به گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران است.

اگربحث معیشت مردم وجود نداشت حتما ریس جمهور رااستیضاح می کردیم


 فردا: فردا رئیس‌جمهور در برابر خبرنگاران می‌نشیند و می‌خواهد درباره امور جاری کشور توضیحاتی ارائه کند و این درحالی است که او در چند مدت اخیر به ندرت در مجامع عمومی ظاهر شده و حتی برای تقدیم لایحه بودجه نیز به مجلس نرفت. علاوه بر این شاید نشست خبری فردا چندان ساده نباشد زیرا کشور در شرایطی به سر می‌برد که فشارهای بی‌حدوحصر اقتصادی روز به روز سفره مردم را کوچک‌تر می‌کند و دولت اکنون که چندماهی تا پایان کارش باقی نمانده تقریبا هیچ اقدام ویژه‌ای برای رفع بحران‌های اقتصادی مردم انجام نمی‌دهد و بیشتر وقتش را در تقابل با مجلس می‌گذراند؛ از سوی دیگر تساهل و تسامح دولت در برابر غربی‌ها و اعتماد نامتعارف دولت به کشورهای غربی این نگرانی‌ را به وجود آورده است که شاید دولت با روی کار آمدن بایدن در آمریکا بازهم همان شیوه‌تای را در پیش بگیرد که در از سال92 در پیش گرفت و شاهد مثال این موضوع هم رویارویی روحانی با قانون راهبردی اخیر مجلس در راستای خروج از پروتکل الحاقی البته در صورت عدم رفع تحریم‌ها از سوی غربی‌ها بود.

ولی اسماعیلی، نماینده مجلس درباره مهم‌ترین موضوعاتی که اکنون رئیس‌جمهور باید پاسخگوی آنها باشد، به «فردا» گفت: «پیش از همه چیز به دلیل اهمیت زمانی موضوع، آقای روحانی باید درباره سیاست‌های منفعلانه ایران در منطقه پاسخگو باشد؛ دولت ایران آنقدر منعفل عمل کرده است که می‌بینیم اردوغان به خود اجازه می‌دهد علیه تمامیت ارضی ما صحبت کند».

او ادامه داد: «آقای روحانی باید بگوید که دولت دقیقا در اکو چه کرد؟ آیا ذره‌ای توانستیم نقش‌آفرینی کنیم؟ دولت نزدیک به هشت سال چشم به غرب دوخت و هیچ اقدام شایان ذکری در حوزه منطقه انجام نداد. ما در حوزه واردات و صادرات پسرفت‌های بسیاری داشتیم و آن قدر در منطقه ضعیف عمل کردیم که اردوغان به خود اجازه می‌دهد نه دیگر علیه دولت ایران بلکه علیه حاکمیت سرزمینی ما سخن بگوید. آقای روحانی هم‌تراز اردوغان است و باید موضع روشن و محکمی اتخاذ کند نه آنکه یک گوشه بنشیند و تماشاگر باشد».

این نماینده مجلس درباره مشکلات اقتصادی این روزهای کشور هم اظهار کرد: «بحث دیگری که باید در قبالش پاسخگو باشد، معیشت مردم است. تورم دیگر نه ماه به ماه بلکه روز به روز افزایش می‌یابد و هر روز مشکات بر دوش مردم بیش از پیش افزایش می‌یابد. دولت هیچ نظارتی بر توزیع کالاهای اساسی ندارد و اصلا برایش مهم مردم مردم در چه وضعیتی به سر می‌برند».

او درباره مشکلات حوزه مسکن هم خاطرنشان کرد: «دولت در ابتدای کارش قول داده بود که مسکن اجتماعی بسازد که بعد نامش به مسکن ملی تغییر یافت. آقای روحانی بیاید و بگوید سرنوشت آن مسکن‌ها چه شد؟ چرا بدون آنکه هیچ توضیحی بدهد، مقوله مسکن مردم را رها کرد؟»

اسماعیلی در پاسخ به این پرسش که دولت در مواجهه با کشورهای غربی باید چگونه عمل کند، هم یادآور شد: «اول از همه دولت باید به قانون مصوب مجلس عمل کند. دولت نمی‌تواند بگوید چون با قانون مخالفیم آن را اجرا نمی‌کنیم؛ آقای روحانی حق چنین کاری را ندارد. علاوه بر این ما باید در مذاکرات گام به گام پیش برویم و بعد از این نباید مانند سال‌های قبل هرچه غربی‌ها گفتند را بپذیریم و به سرعت هرآنچه مورد بحث بود را بی‌کم‌وکاست اجرا کنیم. دولت به جای آنکه به این میزان دل در گرو غربی‌ها داشته باشد، قدری ارتباطات منقطه‌ای ایران را گسترش دهد و به جای تکیه بر غرب به ظرفیت‌های داخلی خودمان نگاه کند».

او در پایان درخصوص روحیه تهاجمی روحانی در مواجهه با مجلس گفت: «ما نمایندگان به خاطر مردم تحمیل می‌کنیم اما آقای روحانی بداند روحیه و ادبیاتش در شأن مقام ریاست‌جمهوری ایران و در شأن مردم ایران نیست. واقعا بد است که رئیس‌جمهور نسبت به مردم و نمایندگان مردم به این میزان بی‌تفاوت باشد؛ به قدری سرنوشت ملت برایش بی‌اهمیت است که حتی حاضر نشد برای تقدیم لایحه بودجه به مجلس بیاید. مطمئن باشید اگر اوضاع معیشتی مردم به شکل کنونی نبود ما رئیس‌جمهور را اصلاح‌ می‌کردیم اما در حال حاضر باورمان این است که برای مردم باید صبر و تحمل کرد».

موافقت مقام معظم رهبری باتمدید بررسی لوایح FATF


تسنیم:  لعیا جنیدی معاون حقوقی رئیس‌جمهور از موافقت مقام معظم رهبری با تمدید بررسی لوایح «FATF» در مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داده است.

وی در گفت‌وگویی در پاسخ به این سوال که در این نامه از رهبر معظم انقلاب چه خواسته‌ای مطرح شده است، اظهار داشت: در این نامه همراه با ارائه پیشنهاد حقوقی برای پوشش دادن برخی دغدغه‌های اعضای محترم مجمع و تبیین برنامه اقدام فعلی و برخی تحولات از جمله اصلاحیه برخی از توصیه‌های گروه اقدام، درخواست تمدید مدت رسیدگی به لوایح باقیمانده مربوط به معاهدات به عمل آمد که ایشان ضمن موافقت، موضوع را به مجمع محترم ارجاع دادند.

قوه قضاییه ادعاهای پدر روح الله زم را تکذیب کرد

قوه قضائیه ادعاهای پدر روح‌الله زم را تکذیب کرد

به گزارش جهان نيوز، صبح امروز پس از اجرای حکم روح‌الله زم که به اتهام افساد فی الارض در دادگاه بدوی به اعدام محکوم و این حکم در روندی قانونی و عادی در دیوان عالی کشور نیز بررسی و تأیید شده بود، پستی در صفحه اینستاگرام محمدعلی زم، پدر نامبرده منتشر شد که حاوی اطلاعاتی کذب البته با درونمایه‌ای احساسی بود.

در همین رابطه، یک منبع آگاه در قوه قضائیه در رابطه با پست اینستاگرامی منتشره از سوی محمد علی زم به مهر گفت: موارد مطرح شده از سوی آقای زم در خصوص جزئیات جلسه ملاقات با روح‌الله زم، منطبق با واقعیات نیست.

این منبع آگاه تصریح کرد: جملات به کار رفته در پست آقای زم یک داستان سرایی تخیلی است و البته قبلاً هم سابقه اینگونه اظهارنظرها از سوی وی وجود داشته است؛ از جمله آنکه آقای زم درست در زمانی که مدعی بود هیچ ارتباطی با پسرش ندارد، با استفاده از روش‌های گوناگون با روح‌الله زم ارتباط می‌گرفت تا جایی که حتی در فیلم موجود از ارتباط وی با پسرش، نگران تعداد نفرات عضو شده در کانال او است و قابل تأمل آنکه در همان مقطع زمانی پستی در فضای مجازی منتشر کرد و از پسرش و اقدامات ضدانقلابی و ضدامنیتی نامبرده اعلام برائت جست؛ بنابراین اینگونه اظهارنظرهای کذب از جانب محمدعلی زم پیش از این نیز مسبوق به سابقه بوده، فلذا ادعای مطرح شده در این پست اینستاگرامی خاص نیز فاقد صحت و عاری از واقعیت است.

وی اظهارنظر مطرح شده در خصوص اینکه قوه قضائیه به دنبال مبادله روح الله زم بوده را نیز از اساس دروغ دانست و گفت: این موضوع نیز شبیه حجم بزرگی از دروغ‌های کانال امد نیوز است.

این مقام آگاه متذکر شد: نکته مهم دیگر اینکه موارد مطروحه از جانب روح‌الله زم در فیلم پخش شده از وی که در پست اینستاگرامی پدرش در مورد آنها داستان سرایی صورت گرفته، حاوی اطلاعات جدید و ناگفته‌ای از پرونده نامبرده نبود و همه آن موارد از جمله گرا دادن به تحریم‌کنندگان ملت ایران و اعلام محل‌های تردد شهید سلیمانی در سوریه، ارتباط با دولت‌های خارجی متخاصم و سرویس‌های جاسوسی غربی و … پیش‌تر نیز از سوی روح‌الله زم در جریان جلسات دادگاه و در حضور وکیلش (که فیلم آن هم رسانه‌ای شده) و همچنین در سایر گفتگوی‌های انجام شده با وی طی ماههای گذشته به صورت مکرر مطرح شده است.

وی اضافه کرد: این اظهارات زم حتی در زمانی که وی در خارج از کشور به سر می‌برد هم مطرح شده است و ویدئوی ان نیز پخش شد و نیازی به صحنه آرایی خاصی نبوده تا وی به بیان حقیقت بپردازد

موافقت دولت بایدن با بازگشت بدون پیش شرط به برجام

موافقت دولت بایدن با بازگشت بدون پیش‌شرط به برجام

اقتصادنیوز : علی‌رغم نارضایتی متحدان خاورمیانه‌ای آمریکا، مخالفت جمهوری‌خواهان و اختلاف‌نظر درون‌حزبی دموکرات‌ها درباره سیاست دولت جدید نسبت به ایران، جو بایدن و تصمیم‌سازان نزدیک به او، ایده منتقدان برجام مبنی بر گذاشتن پیش‌‌شرط برای بازگشت به توافق هسته‌ای را صریحاً و یا تلویحاً رد کرده‌اند.

نشریه هفتگی اکونومیست در شماره جدید خود -۵ دسامبر ۲۰۲۰- تمایل جو بایدن برای ورود مجدد به توافق هسته‌ای ایران را «بازگشت به آینده» توصیف کرده و معتقد است که اگرچه این امر ساده به نظر می‌رسد، اما دولت وی با موانع بزرگی روبرو است.

این هفته‌نامه معتبر در مقاله خود با تیتر «بازگشت به آینده؛ جو بایدن خواهان ورود دوباره به توافق هسته‌ای ایران است» نوشته است که این ایده ساده به نظر می‌رسد، اما موانع بسیاری سد راه او خواهد شد.

بطور کلی منتقدن غربی و خاورمیانه‌ای برجام ۳ نقد اصلی به آن دارند. اولین انتقاد درباره جدول زمان‌بندی یا بندهای غروب آفتاب است (اینفوگرافی زیر را ببینید). تحریم‌های تسلیحاتی علیه ایران در ماه اکتبر اخیر منقضی شد. ‌محدودیت‌های ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته و صادرات و واردات موشک نیز تا ۳سال دیگر منقضی می‌شود. اغلب محدودیت‌های دیگر نیز در طول یک دهه برداشته خواهد شد (هر چند افزایش موشکافی آژانس برای همیشه طول خواهد کشید). دومین گلایه، کم‌توجهی به برنامه موشکی ایران است که پیچیدگی آن در ماه ژانویه به نمایش درآمد؛ زمانی که ایران ترور [سردار شهید] قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه را با حملات موشکی دقیق به پایگاه سربازان آمریکایی در عراق تلافی کرد. سومین مسئله مورد ادعا نیز رفتار ایران در منطقه، به ویژه حمایت از گروه‌های متحدش مانند حزب‌الله لبنان است.

چالش های بایدن

موافقت بایدن با ایده بازگشت متقابل و بی‌قیدوشرط به برجام

جو بایدن تمایل خود برای بازگشت هم‌زمان، متقابل و بدون قیدوشرط ایران و آمریکا به تعهدات برجامی را چندبار علناً اعلام کرده است. سیاست‌گذاران اصلی دولت وی در حوزه سیاست‌خارجی نیز موضع مشابهی دارند. استراتژی دولت منتخب آمریکا در پرونده ایران از چندماه پیش از انتخابات طراحی و عملاً نهایی شده و ظاهراً تاکنون نیز ثابت مانده است.

اواخر شهریور خبرگزاری سی‌ان‌ان یادداشتی به قلم جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا تحت عنوان «راه هوشمندانه‌تری برای سخت گرفتن بر ایران وجود دارد» منتشر کرد. رویکرد کلی جو بایدن در این یادداشت، خلاصه‌ای از کلیات مقاله ۱۰هزار کلمه‌ای ایلان گلدنبرگ -مسئول پرونده ایران در تیم انتقالی جو بایدن- و همکارانش با عنوان «تعامل دوباره با ایران» بود که در وبگاه مرکز امنیت آمریکا نوین منتشر شد.

نسخه‌ای از مقاله ایلان گلدنبرگ در اواخر جولای -اوایل مردادماه- در اختیار کمپین جو بایدن و مشاورین ارشد وی در حوزه سیاست خارجی، چهره‌های نام‌آشنایی چون جیک سولیوان و آنتونی بلینکن قرار گرفت؛ این ۲مشاور دیرینه و مورد اعتماد بایدن اخیراً به عنوان گرینه‌های وزیرخارجه و مشاور امنیت ملی دولت وی انتخاب شدند. هر ۲ نیز در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران و انعقاد برجام نقش ویژه‌ای ایفا کرده‌اند.

رئیس جمهوری که بخاطر درست نپوشیدن ماسک جریمه شد.

رئیس جمهوری که بخاطر درست نپوشیدن ماسک جریمه شد

به گزارش روسیا الیوم، تلویزیون جمهوری چک اعلام کرد که «واتسلاو کلاوس» رئیس جمهور سابق این کشور به دلیل آن که ماسک را به شکل درستی نپوشیده بود مبلغ 3هزار کرون (معادل 135 دلار) جریمه شد.

رسانه های جمهوری چک گزارش داده بودند که کلاوس در روز 17 نوامبر گذشته و در یک مراسم که در مرکز پراک پایتخت این کشور در بزرگداشت سالروز« انقلاب مخملی» ضد کمونیست برگزار شد، ماسک خود را روی چانه اش گذاشته بود.

در همان زمان پلیس از کلاوس خواست که بر اساس قواعد پوشیدن ماسک، بینی و دهانش را با ماسک بپوشاند ولی او تن به خواسته پلیس نداد و پس از آن به مرکز پلیس برده شد تا گزارشی درباره حادثه نوشته شود.

علاوه بر کلاوس،«رومان پریمولا» وزیر بهداشت سابق و «یاروسلاو والینیک» معاون اول جنبش«ای ان اُ» حاکم بر این کشور نیز به دلیل خوردن شام در یک رستوران در ماه اکتبر که بر اساس قواعد فوق العاده حاکم عمل نکرده بود و زمانی که از آن بیرون آمدند نیز بدون ماسک بودند جریمه شدند.

پریمولا در پی این اتفاق از پست وزارت بهداشت برکنار شد و پست والانیک نیز از او گرفته شد و به عنوان معاون عادی رئیس دفتر ملی امور خارجه منصوب شد.

سرنوشت تحقیرآمیز چهارپادشاه آخرایران

مظفرالدین‌شاه قاجار پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود، وی آخرین پادشاه ایران است که در ایران درگذشته‌ است. چهار پادشاهی که پس از او به تخت سلطنت تکیه زدند یا به دلیل تبعید یا فرار از کشور در جایی غیر از سرزمین خود جان سپردند.

سرنوشت تحقیرآمیز چهار پادشاه آخر ایران +تصاویر

جهان نيوز: با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 نظام شاهنشاهی 2500 ایران برچیده شد. آخرین پادشاه ایران محمدرضا شاه پهلوی مدتی قبل از آن کشور را ترک کرد و حدود یکسال و نیم بعد در مصر درگذشت. او هم همانند سه پادشاه قبل از خود یعنی پدرش رضاخان، محمدعلی شاه و احمد شاه دو پادشاه آخر سلسله قاجار، روزهای آخر عمرش را در جایی غیر از ایران سپری کرد. آخرین پادشاه ایرانی که در وطن خود درگذشت مظفرالدین‌شاه قاجار بود.

مظفرالدین‌شاه قاجار پنجمین پادشاه ایران از دودمان قاجار بود. وی پس از کشته‌شدن پدرش ناصرالدین‌شاه و پس از نزدیک به ۴۰ سال ولایت‌عهدیِ، شاه شد و از تبریز به تهران آمد. او در سال ۱۲۷۵ خورشیدی تاجگذاری کرد. مظفرالدین شاه قاجار سرانجام در روز ۱۸ دی ۱۲۸۵ در سن ۵۳ سالگی درگذشت و در کربلا به خاک سپرده شد. او آخرین پادشاهی که در ایران درگذشت.

مظفرالدین‌شاه قاجار


پس از مرگ مظفرالدین‌شاه پسرش محمدعلی شاه به عنوان ششمین شاه قاجار بر تخت سلطنت نشست. محمدعلی شاه هرچند تا پیش از پادشاهی با مشروطه‌خواهان همراه بود اما در پی مرگ پدرش و نشستن بر تخت پادشاهی از‌‌ همان روز اول بنا را بر مخالفت با مشروطه گذاشت.

محمدعلی شاه قاجار که از همان آغاز کار، مصمم به برانداختن مشروطیت بود، بعد از مخالفت با مشروطه و به توپ بستن مجلس با کمک کلنل لیاخوف روسی، از مشروطه خواهان شکست خورد.

بعد از فتح تهران به دست مشروطه‌خواهان، محمدعلی شاه مجبور به ترک سلطنت شد. او که همواره متکی به نیروی روس‌ها بود، چاره‌ای نداشت جز اینکه به سفارت روسیه پناهنده شود.

او  چندی پس از فرار از ایران به فکر بازگشت به سلطنت افتاد و با یاری روس‌ها سپاهی فراهم کرد و به سوی ایران تاخت اما جز شکست نصیبش نشد. محمدعلی شاه بعد‌ها به بندر ساوونا در ایتالیا تبعید شد و در همان شهر درگذشت.

 

محمدعلی‌شاه قاجار


پس از فتح تهران توسط قوای مشروطه خواهان و خلع محمدعلی شاه از سلطنت، احمدمیرزا پسر دوازده ساله اش  توسط مجلس عالی رجال و بزرگان مملکت به پادشاهی رسید. وی در تیر ماه ۱۲۹۳ بعد از رسیدن به سن بلوغ تاجگذاری کرد. تا زمان تاج گذاری احمد شاه دو نفر از سران ایل قاجار نایب السلطه ایران بودند.

تاجگذاری وی مصادف با شروع جنگ جهانی اول شده بود. دولت وقت موضع ایران را در این جنگ بی طرفی اعلام کرد ولی بی طرفی ایران توسط دولت های متخاصم روسیه تزاری، انگلیس و عثمانی نادیده گرفته شد و قوای این سه کشور از شمال، غرب و جنوب وارد ایران شدند. قوای روسیه تا نزدیکی تهران پیش آمدند ولی از براندازی حکومت قاجار منصرف شدند.

در تاریخ سوم اسفند ۱۲۹۹ کودتایی توسط رضا خان میر پنج با همکاری سید ضیاءالدین طباطبایی و طرح ریزی ژنرال آیرونساید افسر عالی رتبه انگلیس اجرا شد. طی این کودتا مقاومت چندانی از سوی نیروهای محافظ تهران دیده نشد و تنها تلفات نیرو های کودتا چند نفر از نیروهای قزاق بود.

بعد از این کودتا احمد شاه مجبور به امضای حکم وزیر الوزرایی سیدضیاء شد ولی یک سال بعد موفق به عزل او با کمک رضا خان میرپنج شد. احمد شاه به اجبار در آبان ۱۳۰۲ رضاخان سپه سالار را به نخست وزیری انتخاب کرد. او در سال ۱۳۰۳ سعی در عزل کردن رضاخان کرد ولی به علت عدم حمایت مجلس از خودش مجبور به انتخاب مجدد رضاخان به عنوان نخست وزیر شد.

در آخر احمدشاه با رای مثبت مجلس شورای ملی در تاریخ ۹ آبان ۱۳۰۴ از سلطنت خلع شد. به متعاقب این امر با تشکیل مجلس موسسان رضا خان با نام رضا شاه پهلوی پادشاه ایران شد. احمد شاه، آخرین پادشاه قاجار بعد از خلع از حکومت برای آخرین بار ایران را نه برای تفریح بلکه برای تبعید به مقصد اروپا ترک کرد. احمد شاه در نهم اسفند ۱۳۰۸ در پاریس در گذشت.
 

احمدشاه قاجار


حاکمیت استبداد و بی‌کفایتی قاجاریه، فرهنگ و تمدن کشور را در وضعی قرار داده بود که زمینه‌های رشد و ترقی از آن گرفته شده بود. رضاشاه هم که با دخالت بیگانگان و بوسیله کودتای نظامی در ایران به قدرت رسید در تمام دوره حکومت خود در حوزه فرهنگ برنامه‌هایی را اجرا می‌کرد که از سوی غربی های مخالف اسلام به او دیکته می‌شد.

با آغاز جنگ جهانی دوم ، ایران بلافاصله در این جنگ اعلام بی طرفی کرد اما پس از حمله آلمان نازی به شوروی و پس از آن به دنبال اتحاد بریتانیا و شوروی، متفقین تصمیم گرفتند از طریق ایران برای ارسال کمک به جبهه های نبرد در شوروی استفاده کنند. به دنبال این تصمیم  نیروهای شوروی با حمله هوایی و زمینی از شرق و شمال و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب وارد ایران شدند و به سمت تهران حرکت کردند.

با ورود متفقین به خاک ایران، فروپاشی ارتش و کشتار مردم توسط دولت‌های بیگانه، رضاشاه که روی کارآمدنش با همکاری انگلیسی‌ها بود، مجبور به ترک تاج و تخت و اخراج از کشور شد. وی در روز 25 شهریور ماه 1320 و زمانی که قوای روس و انگلیس به سمت تهران در حرکت بودند، استعفا داد.

با خروج رضا شاه از ایران و تبعید به جزیره موریس، مردمی که قریب بیست سال را در اختناق دوران پهلوی اول سپری کرده بودند، احساس آزادی کرده و شرایط برای صحبت بر سر تمام اتفاقات گذشته فراهم شد.

رضاخان پس از مدتی زندگی در موریس به ژوهانسبورگ پایتخت آفریقای جنوبی نقل مکان کرد و در نهایت پس از حدود 3 سال زندگی در تبعید در سن 68 سالگی در 4 مرداد 1323  به علت حمله قلبی  در ژوهانسبورگ درگذشت.


رضاخان


محمدرضاشاه پهلوی دومین و آخرین پادشاه دودمان پهلوی بود که از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ بر این کشور حکومت کرد. محمدرضاشاه در پی استعفای پدرش رضاشاه پهلوی و با رای مجلس شورای ملی به پیشنهاد محمدعلی فروغی به قدرت رسید.

او پس از نجات از یک ترور نافرجام، با تشکیل مجلس سنا بر قدرت و اقتدار خود افزود. در دوران پادشاهی او، صنعت نفت ایران به رهبری محمد مصدق ملی شد، اما سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، کودتایی برای برکناری مصدق به راه انداختند. با شکست خوردن این کودتا، محمدرضا شاه ایران را ترک کرد و به ایتالیا رفت.

اما چند بعد روز بعد و در روز  ۲۸ مرداد کودتایی با طرح و حمایت مالی و اجرایی سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا (اس‌آی‌اس) و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و با همراهی ارتش شاهنشاهی ایران و کمک طرفداران محمدرضا پهلوی با هدف سرنگونی دولت قانونی محمد مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ رخ داد.

با موفقیت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مصدق برکنار شد و شاه باری دیگر به قدرت رسید. سال ۱۳۵۷ برای محمدرضا پهلوی سالی غم‌انگیز و غیر قابل‌پیش‌بینی بود، اعتراض‌های مردمی علیه او گسترش‌یافت و  او مجبور شد در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را برای همیشه ترک کرد.

 


محمدرضا پهلوی


سر انجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، نظام پوسیده ستمشاهی فروریخت و مبارزه پانزده ساله ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) به ثمر رسید و با سرنگونی نظام ۲۵۰۰ شاهنشاهی، انقلاب شکوهمند اسلامی ایران پیروز گردید.

 محمدرضا پهلوی سرانجام در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در سن ۶۰ سالگی و در اثر سرطان غدد لنفاوی، در مصر درگذشت.

گفتنی است که در رابطه با ثروت محمدرضا پهلوی، ارقام و اعداد نجومی بسیاری روایت شده است. او در هنگام خروج  از ایران،  384 چمدان از جواهرات و عتیقه های ملی ایران را در کنار مبالغ هنگفتی ارز سرقت کردند و با خود به خارج از کشور بردند.

شهیندخت مجرم شناخته شد.

شهیندخت مولاوردی مجرم شناخته شد +جزئیات حکم

در پایان رسیدگی به اتهامات شهیندخت مولاوردی معاون سابق امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران وی مجرم شناخته شد.

محکومیت بدوی وی به شرح زیر صادر و به وی ابلاغ شد که شامل ۲ سال حبس تعزیزی بابت در اختیار قرار دادن اطلاعات و اسناد طبقه بندی شده با پوشش مسؤولین نظام و با هدف برهم زدن امنیت کشور و ۶ ماه حبس تعزیری به دلیل فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.

لازم به ذکر است نامبرده پیش‌تر نیز در دادگاه کیفری ۲ تهران به اتهام تشویق به فساد و فحشا و ترغیب افراد به انحرافات جنسی مستوجب تعزیر، مجرم شناخته شده و محکومیت وی صادر شده بود.

واکنش مولاوردی به حکم حبس تعزیری: درخواست تجدیدنظر می‌کنم

شهیندخت مولاوردی، معاون سابق رئیس جمهور در امور زنان و خانواده، درباره انتشار خبر محکومیت بدوی وی که "شامل ۲ سال حبس تعزیزی بابت در اختیار قرار دادن اطلاعات و اسناد طبقه‌بندی شده با پوشش مسئولین نظام و با هدف برهم زدن امنیت کشور و ۶ ماه حبس تعزیری به دلیل فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است"، گفت: حکم دادگاه بدوی است و امروز ابلاغِ حضوری شده است.

وی افزود: تا ۲۰ روز فرصت تجدیدنظر هست و درخواست تجدیدنظر می‌کنم.

کاهش قیمت تمام شده خودرو در دستور کار خودرو سازان قرار گرفت

کاهش قیمت تمام شده خودرو در دستور کار خودروسازان قرار گرفت

رییس هیات عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران از کاهش قیمت تمام شده محصولات از طریق بهینه سازی طراحی ها برای مشترک سازی قطعات و اقتصادی شدن تولید انبوه به وسیله تامین کنندگان داخلی خبرداد.

 تسنیم، محسن صالحی نیا که از مراحل تولید خودروهای جدید ایران خودرو بازدید می کرد ، تمرکز بر توسعه محصول ، طراحی زیبا و بهبود کیفیت از طریق تعامل حوزه تحقیق و توسعه این خودرو سازی با مراکز دانش بنیان را مهم ارزیابی کرد و افزود : حداکثر مشترک سازی قطعات خودروهای هر پلتفرم به رونق زنجیره تامین و توان افزایی سازندگان قطعات و همچنین کاهش قیمت تمام شده بدلیل صرفه های واحد مقیاس و حفظ حقوق مشتریان می انجامد.

وی همچنین اضافه کرد : در راستای راهبرد جهش تولید شاهد اجرای مناسب سیاست گذاری انجام شده وزارت صمت و ایدرو در این خودروسازی بوده ایم به گونه ای که در 8 ماهه امسال افزایش تولید 60 درصدی معادل حدود 120 هزار دستگاه نسبت به سال گذشته اتفاق افتاده است.به گفته رییس ایدرو با ادامه این روند شاهد بهبود و شتاب بیشتر پاسخ به تقاضای مصرف کنندگان و کاهش التهاب های سوداگرانه بازار خواهیم بود.

معاون وزیر و رییس هیات عامل ایدرو، همچنین به اقدامات انجام شده در توسعه کیفی محصولات جدید در دست ساخت ایران خودرو اشاره کرد و افزود : در بعد جهش کیفی تولید نیز با وجود تنگناهای تحریم و شرایط کرونا ، ارتقا کیفیت موتور خودروها و حرکت به سمت مصرف سوخت کمتر و تطابق با استاندارد های بسیار بالاتر ایمنی را در طراحی محصولات جدید شاهد هستیم که امیدواریم با عرضه این محصولات به بازار افزایش رضایت مصرف کنندگان را شاهد باشیم .

 

نشان خدمت برجام برسینه فخر ایران

نشان خدمت برجام بر سینه فخر ایران

ایرنا/ همان روز که در تالار اجلاس سران مراسم باشکوهی برای  قدرشناسی از افتخارآفرینان برجام برگزار شد،  دکتر محسن فخری‌زاده نیز از رییس‌جمهور مدال گرفت اما به دلیل رعایت حیطه‌بندی حفاظتی و امنیتی مربوط به آن شهید، هیچ‌کس تجلیل رییس‌جمهور را از او ندید. 

رییس‌جمهور روحانی در جریان  تجلیل از افتخارآفرینان برجام، بیرون از سالن و دور از دید رسانه‌ها،  به چند شخصیت دیگر که در روند شکل‌گیری این توافقنامه و پیش از آن در توسعه و بالندگی صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای کشور نقش مؤثر ایفا کرده بودند، نشان خدمت اعطا کرد.
نخستین دانشمندی که از رئیس جمهوری نشان درجه‌ی دو خدمت گرفت، شهید دکتر محسن فخری‌زاده بود. فخر ایران این بار هم در بی‌نشانی، نشان خدمت گرفت. 
تصاویر قدردانی رییس جمهور از این شهید بزرگوار که به طور اختصاصی در اختیار خبرگزاری ایرنا  قرار گرفته برای اولین بار منتشر می‌شود.




500دلار می گرفت تا یک نفر را شیعه کند.

محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم و دهم در مصاحبه‌ای گفته است: سفیر فرستادیم به یک کشور دویست میلیون نفری که اکثریت آن یا مسیحی هستند یا طبیعت گرا به آن آقا گفتیم شما باید بروید و از حقوق آنها دفاع کنید باید از آزادی و عدالت در آمریکا حمایت کنید اما آن آقا میرفت از برخی پول میگرفت تا آدمها را شیعه کند.

او ادامه می‌دهد: پیش من آمد و گفت اگر به ازای هر نفر، پانصد دلار به من بدهند، من چند هزار شیعه درست می‌کنم. گفتم آقا ما به تو نگفتیم برو شیعه درست کن، شیعه‌ای که تو درست کنی به درد خودت می خورد.

احمدی‌نژاد گفت: به کارش ادامه داد تا اینکه دولت آنجا گفت این فرد دارد اینجا تفرقه ایجاد می‌کند، اگر او را نبرید ما اخراجش می‌کنیم

جزئیات شرایط خرید خودرو در بورس

جزئیات شرایط خرید خودرو در بورس

تسنیم، حجت الله فیروزی سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی، با اشاره به طرح ساماندهی صنعت خودرو، گفت: کلیات طرح مذکور که مهمترین محور آن عرضه خودرو در بورس است در جلسات هفته گذشته کمیسیون صنایع به تصویب رسید.

وی با بیان اینکه ساماندهی عرضه و متعادل کردن عرضه و تقاضا و تبدیل کردن خودرو به یک کالای مصرفی مهمترین اهداف طرح ساماندهی صنعت خودرو است، افزود: تمامی خودروهای مشمول طرح مذکور باید در بورس کالا عرضه شوند، در صورتی که خودروهای مشمول در بورس عرضه نشوند، جرم انگاری شده و خریدار مشمول تبصره (1) ماده 18 قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌شود.

سخنگوی کمیسیون صنایع مجلس با بیا اینکه بعضا افرادی سوالاتی درباره شیوه عرضه خودرو در بورس مطرح می کنند، ادامه داد:در طرح ساماندهی صنعت خودرو سازوکارهای لازم برای شیوه عرضه و همچنین کشف قیمت و سیار موارد ایجاد شده است.

فیروزی در تشریح شرایط عرضه خودرو به افراد در طرح ساماندهی صنعت خودرو ، بیان داشت:طبق این طرح هر شخصی که به سن قانونی 18 سال رسیده و دارای گواهینامه است می‌تواند هر سه سال یک بار با یک کد ملی، یک خودرو در بورس کالا خریداری کند و قبل از پایان سه سال مقرر نمی‌تواند اقدام به فروش آن کند که با این روش از ایجاد تقاضای کاذب در بازار جلوگیری می شود.

وی درهمین راستا، اضافه کرد: در بورس کالا به هر خودرو توسط بورس یک شناسه یا کد تعلق می‌گیرد که به این شکل خرید و فروش خودرو قابل ردیابی است لذا اگر فردی خودرویی را از طریق بورس کالا خریداری کرد و پیش از پایان سه سال مقرر تصمیم به فروش آن گرفت باید 80 درصد ما به التفاوت قیمت پایه و قیمت روز خودرو را به دولت بپردازد ؛ این بند برای این در طرح گنجانده شده تا افرادی که مصرف کننده هستند ، اقدام به خریداری کنند و از دلالی جلوگیری شود.

نماینده مردم فسا در مجلس با اشاره به مفاد دیگری از طرح ساماندهی صنعت خودرو ، بیان داشت:علاوه بر این در این طرح مصارف مختلفی برای هزینه کرد مابه التفاوت قیمت فروش خودرو در بورس و قیمت پایه در نظر گرفته شده است که شامل 20 درصد برای توسعه حمل و نقل عمومی ، 10 درصد به عنوان مشوق در اختیار خودروسازان برای افزایش کمیت و کیفیت تولید خودرو و 20 درصد نیز در قالب تسهیلات ارزان قیمت در اختیار زوج های جوان که توان خرید خودرو ندارند قرار می گیرد و همچنین 50 درصد در قالب پرداخت تسهیلات به خودروسازان برای تحقیق و توسعه داده می شود.

فیروزی با تاکید بر اینکه شورای رقابت خودروهای مشمول طرح ساماندهی عرضه در بورس کالا را مشخص می‌کند، گفت: این شورا موظف است هر 6 ماه یکبار خودروهای مشمول این طرح را با توجه به شاخص هایی همچون تورم، میزان فاصله قیمت کارخانه و بازار، تیراژ خودرو و غیره مشخص کند.

وزیرکشور خاتمی در راه انتخابات 1400

 رویداد24 ، از میان وزرای کشور جمهوری اسلامی، دو نفر جلسات مستمر خود را با استاندارانشان حفظ کردند؛ یکی ناطق نوری و دیگری موسوی لاری. هرچند ناطق نوری چند سالی است از حوزه رسمی سیاست کناره‌گیری کرده، اما موسوی لاری حالا به درخواست همان استانداران دعوت شده در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ حضور یابد. این جدیدترین خبر انتخاباتی است که این روزها شنیده شده است.

موسوی لاری چند سال نائب رییس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان بوده و به اعتبار همین موضوع و البته به امید نفوذ استانداران دوران وزارتش حالا قرار است بخت خود را در انتخابات ریاست جمهوری بیازماید. موسوی لاری البته دوران موفقی در شورای عالی نداشت و این نهاد که جایگزین شورای هماهنگی اصلاح طلبان شده بود، نتوانست موفقیت چندانی کسب کند و در نهایت هم موسوی لاری از نایب رییسی شورا کناره‌گیری کرد تا ماجرای قهر او با سفره خالی ورد زبان‌ها شود.

موسوی لاری وزیر کشور دولت خاتمی بود. سال ۷۷ و بعد از فشار‌های فراوان، وقتی عبدالله نوری توسط مجلس اصولگرای پنجم استیضاح و برکنار شد، گفته شد خاتمی برای انتخاب وزیر کشور بین دو موسوی سرگردان است؛ یکی میرحسین موسوی و دیگری موسوی لاری. سرانجام قرعه به نام موسوی لاری افتاد تا در سال‌های پرتنش دهه هفتاد، وزیر کشور ایران باشد.

حوادث کوی دانشگاه، فقط یکی از حوادث عجیب دوران وزارت کشور موسوی لاری بود. جایی که تفاوت سبک او را با وزیران بعد از او به رخ کشید. موسوی لاری میان دانشجویان رفت و حتی از آنان کتک خورد و عمامه‌اش به زمین افتاد، اما شاهدان می‌گویند کلمه‌ای علیه دانشجویان به کار نبرد.

حزب استانداران و وزرا

بیست و یک سال بعد از کوی دانشگاه، بعضی استانداران موسوی لاری، حالا از ریاست جمهوری او صحبت می‌کنند. او در همه این سال‌ها در کنار محمدرضا عارف، در سطح یک مدیریت سیاسی جریان اصلاح طلب قرار داشته است، اما به مرور انتقادات به او هم افزایش یافت. به خصوص اینکه بسیاری از جوانان احزاب معتقد بودند میدان دادن خاتمی به نیرو‌های غیر حزبی مثل موسوی لاری، باعث می‌شود در نهایت او برای پست مدیریتی فرزندش لابی کند نه برای توسعه ایران.

موسوی لاری البته در دوران وزارت کشور خود، پیگیر تاسیس مجمع استانداران و مجمع وزرا بود و حالا قصد دارد از این ظرفیت برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ استفاده کند.

سید عبدالواحد موسوی لاری (متولد ۱۲۲۲در شهر مُهر) سیاستمدار ایرانی و از اعضای شاخص مجمع روحانیون مبارز است. منطقه‌ای که موسوی لاری از آن می‌آید، زادگاه وزیر اطلاعات فعلی نیز به شمار می‌رود. موسوی لاری در مجلس اول نماینده این منطقه بود. موسوی لاری نماینده مردم تهران در مجلس سوم و همچنین در دوره‌ای معاون حقوقی-پارلمانی سید محمد خاتمی بوده‌است.

هر ۹ روز یک بحران

به جز حمله به کوی دانشگاه، در دوران وزارت موسوی لاری، اولین دوره انتخابات شورا‌های شهر و روستا پس از انقلاب برگزار شد. اتفاقی که هنوز هم اصلاح‌طلبان آن را یکی از مهمترین شاخص‌های توسعه سیاسی بعد از انقلاب در دولت خاتمی می‌دانند. ترور سعید حجاریان عضو شورای شهر تهران نیز در همان دوران رخ داد.

موسوی لاری و جنتی

مهمترین مانع موسوی لاری برای ریاست جمهوری، احمد جنتی است. چه آنکه ظاهرا وزیر کشور دولت اصلاحات خون به دل دبیر شورای نگهبان کرده است. او درباره انتخابات مجلس ششم که با رد صلاحیت حداقلی همراه بود می‌گوید «در جلسات متعددی با شورای نگهبان از حقوق کاندیدا‌ها دفاع می‌کردم و در پاره‌ای موارد هم با شورای نگهبان به توافق می‌رسیدیم. در آخرین جلسه‌ای که با شورای نگهبان بود و آن‌ها هم با من همدلانه حرکت کردند، پیشنهاد من این بود که شما یک نماینده برای حل این مساله تعیین کنید که توافق ما برای شما حجت باشد که از طرف شورای نگهبان آیت الله رضا استادی معرفی شد. ما تقریبا ۱۵ تا ۲۰ روز با ایشان جلسات مختلف داشتیم و پرونده‌خوانی می‌کردیم که یک فرد مشخص مشکلش چه بوده و ایشان هم نگاه می‌کرد که ببیند آیا چیزی در پرونده‌اش هست یا خیر. اگر نبود او را تایید صلاحیت می‌کردند. به همین سادگی و به صورت رفاقتی و از طریق همین مکانیسم تا حد زیادی مشکلات و مسائل با شورای نگهبان حل شد. گرچه اصلا نباید اینقدر رد صلاحیت می‌کردند که بنده و آقای استادی آن‌ها را برگردانیم. بالاخره آن‌ها سلایقی داشتند و با مکانیسمی عمل می‌کردند، ولی راه را باز گذاشتند برای اینکه من و آقای استادی نسبت به برگشت افراد به صحنه با هم رایزنی کنیم. ولی در ۹۸ اصلا چنین فضایی نبود. بسیاری از شهرستان‌ها و بسیاری از حوزه‌های انتخابیه حتی در بعضی از حوزه‌ها بعضی از عناصر اصولگرای معتدل را هم رد کردند. از نظر من، به عنوان کسی که در طول ۴۰ سال گذشته یا کاندیدا بودم، یا از کاندیدای خاصی حمایت کردم و یا مدیر اجرایی انتخابات بودم، آنچه در اسفند ۹۸ اتفاق افتاد، با خیلی از دوره‌های دیگر بسیار متفاوت بود.»

در انتخابات مجلس هفتم هم اکثریت قریب به اتفاق استانداران موسوی لاری، طرفدار متحصنان مجلس بودند. در دومین دوره انتخابات شورا‌ها تایید صلاحیت‌ها به حدی گسترده بود که سران نظام در شهری به جز تهران رای خود را به صندوق انداختند.

موسوی لاری انتخابات ۱۴۰۰

چالش‌های موسوی لاری برای انتخابات ۱۴۰۰ 

اگرچه موسوی لاری در صورت حضور در رقابت‌ها با رزومه اصلی وزارت کشور دولت اصلاحات وارد میدان خواهد داشت اما این رزومه همه ماجرا نیست. مهمترین چالش او گذر از فیلتر شورای نگهبان است. مواضع موسوی لاری هیچگاه تند نبوده و در هر شرایطی مدافع حضور پای صندوق‌های رای بوده و اخیرا در کنایه به سعید حجاریان گفته بود «برخی معتقدند جامعه مخاطب اصلاح‌طلبان به‌سمتی که آقای سعید حجاریان و طرفداران عقیده ایشان هستند، گرایش دارند، یعنی گذر از انتخابات و گذر از شکل اصلاح‌طلبی انتخابات؟ من این را قبول ندارم. آنها نگاه اکثریت نیستند.» با این حال اینکه او بتواند از فیلترینگ سخت آیت الله جنتی عبور کند، کمی دشوار به نظر می‌رسد.

فارغ از نگاه‌ بیرونی به موسوی لاری و موضوع تایید خارجی، چالش بزرگ برای موسوی لاری تایید بدنه اصلاحات است. بخشی از اصلاح طلبان معتقدند موسوی لاری به خاطر عملکرد منفعلانه‌اش از شورای عالی کنار رفته است و حالا که مجلس و فراکسیون امید هم برای اصلاح طلبان وجود ندارد، طبیعی بوده ادامه حضور در شورای عالی برای او دستاوردی نداشته و از این منظر قابل پیش بینی بود که چهره‌هایی همچون موسوی لاری که حاضر به هزینه دادن برای اصلاحات نیستند، کنار می‌روند.

زمانی که موسوی لاری از شورای استعفا کرد، رویداد۲۴ در گزارشی پیش‌بینی کرد که این قهر همیشگی نیست و اگر بار دیگر با سرمایه اجتماعی جوانان اصلاح طلب، فضایی فراهم شود، بار دیگر حاضر خواهند شد. از آن پیش‌بینی ۶ ماه بیشتر نگذشت که خبر رسید استانداران دوره موسوی لاری در پی فضایی هستند تا او را به صحنه بازگردانند. در چنین فضایی اینکه چهره‌هایی همچون موسوی لاری بتوانند ائتلاف اصلاح طلبان را با خود همراه سازند، اگر کاری محال نباشد، دست‌کم اقدامی دشوار است.

در آن سوی دنیا، اگر اتفاق غیرمنتظره‌ای نیفتد، جو بایدن مدتی دیگر به کاخ سفید خواهد رفت. طبیعتا در چنین فضایی موضوع بازگشت به برجام و رفع تحریم‌های آمریکا علیه ایران، مهمترین موضوعی خواهد بود که در دستور کار دولت آینده قرار خواهد گرفت. دنیای سیاست دنیای تصورات نیست و آنچه در پشت پرده می‌گذرد، واقعیات است. در دنیای واقعی سیاست مهمترین سوالی که حامیان موسوی لاری باید از خود بپرسند، این است که آیا حاکمیت در چنین شرایطی به گزینه‌هایی همچون موسوی لاری اعتماد خواهد کرد تا مدیریت مذاکرات را بر عهده بگیرد؟

اگرچه حق هر سیاستمداری است که خود را در معرض رای مردم بگذارد -چنانکه موسوی لاری هم در دوره خود را در معرض رای مردم گذاشت و البته موفق شد- اما موسوی لاری که برای اداره شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان دوام نیاورد و به بهانه کسالت جسمی استعفا کرد، بر فرض پیروزی، آیا خواهد توانست بر فشارهایی که صدها برابر بیشتر از یک جمع سی چهل نفره بر او وارد می‌شود، فائق آید؟

چالش دیگر موسوی لاری فراهم کردن مسیر برای نزدیکانش بود. در دوره حضور اصلاح طلبان در مجلس و شورای شهر، با نفوذ موسوی لاری، سید مصطفی موسوی لاری فرزند او به عنوان سرپرست شهرداری منطقه ۹ منصوب شد؛ بی آنکه معلوم شود رزومه او چه بوده است.

همان زمان که بحث ژن‌های خوب مطرح بود، فرزند محمدرضا عارف که اصل موضوع از او آغاز شده بود، در دفاع از همتای خود برآمد و خطاب به ژن خوب موسوی لاری او را مانند «سیمبا» فرزند «لایون کینگ» توصیف کرد که زیر پای گاو‌های وحشی قرار گرفته است.

اگرچه موسوی لاری در دولت خاتمی نام نیکی از خود به یادگار گذاشته بود، اما در دوره دولت روحانی و اتفاقا زمانی که در قدرت رسمی نبود، نتوانست از آن نام محافظت کند. این سیاستمدار ۶۶ ساله برای حضور در عرصه رقابت‌های انتخاباتی راه دشواری پیش رو دارد. او فعلا لابی‌های رسمی خود را آغاز نکرده و نامش فعلا به عنوان پیشنهاد مطرح شده و معلوم نیست در آینده کدام مسیر را انتخاب می‌کند؛ حضور در عرصه رقابت‌های ریاست جمهوری و عرصه رسمی قدرت یا لابی از بیرون برای فرزندان.

معاون تحقیقات وزارت بهداشت استعفا داد

معاون تحقیقات وزارت بهداشت استعفا داد/ حمله به نمکی

معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت با ارسال نامه‌ای به وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، به دلیل آنچه مدیریت بسیار غلط و پر نقص پاندمی کرونا نامید، از سمت خود استعفا کرد.

به گزارش تسنیم، متن نامه استعفای دکتر رضا ملک‌زاده در صفحه شخصی وی منتشر شده است. 

در این نامه آمده است: «بدین وسیله مراتب استعفای خود از مسئولیت معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت را به دلایل زیر اعلام می‌دارم:

مدیریت بسیار غلط، پرنقص در پاندمی کرونا که به دلیل عدم مشورت و توجه شما به توصیه ها و هشدارهای متخصصان و محققان نظام سلامت، موجب تلفات انسانی بسیار در ایران شده است و در عین حال مدعی درس «مدیریت بحران کرونا» دادن به سایر کشورها هستید.

اظهارات غیر علمی و ناشی از شتابزدگی جنابعالی در مورد تولید واکسن ایرانی کرونا که هنوز در حال طی مراحل اولیه بوده و شما مدعی معرکه گرفتن برای تولید آن شده اید.

ادعاهای بی اساس جنابعالی و سازمان غذا و دارو در خصوص موثر بودن داروهای گیاهی که به اعتقاد اینجانب بدون هیچ مبنای علمی و پژوهشی و مطالعات بالینی کافی صورت گرفته و همچنین دفاع و اقدام جنابعالی از ادغام طب سنتی در نظام شبکه بهداشت و درمان کشور که می تواند شبکه بهداشت و درمان ایران را ناپایدار و در دراز مدت تضعیف کرده و مردم را از حقوق خود در بهره مندی از درمان های پیشرفته پزشکی مدرن محروم سازد.


عدم درک درست شما از تحقیق و پژوهش و اهمیت آن و نیز نادیده گرفتن تمام فعالیتهای علمی و پژوهشی محققان علوم پزشکی طی ۷ سال گذشته که در سخت ترین شرایط تحریم و امکانات بودجه‌ای، به بالاترین سطح تولیدات کمی و رشد کیفی و استناد به مقالات نسبت به گذشته رسیده است و رتبه نخست منطقه و کشورهای اسلامی را دارد، عدم تشکیل شورای معاونین طی ۶ ماه گذشته و عدم اختصاص وقت از سوی شما برای بحث در امور آموزشی، پژوهشی و دانشجویی.»

این نامه با عنوان دکتر رضا ملک‌زاده استاد ممتاز دانشگاه علوم پزشکی تهران به پایان رسیده است.



 

گفتنی است اوایل آبان خبرگزاری دولتی ایرنا از قول رضا ملک زاده، نوشت: «با گذشت شش ماه از اجرای مطالعه بزرگ کارآزمایی بالینی درمان بیماری کووید-۱۹ سازمان جهانی بهداشت و اعلام نتایج آن در روزهای گذشته، ایران در بین ۳۰ کشور همکار مطالعه، بر سکوی نخست «جلب مشارکت بیماران»(!) در این طرح قرار گرفت.»

بر اساس این گزارش، در این طرح، داروهای «رمدسیویر»، «لوپیناویر»، «اینترفرون» و «هیدروکسی کلروکین» تحت کارآزمایی بالینی و آزمایش بر روی بیماران ایرانی قرار گرفته است و در نهایت نتیجه گیری شده که این داروها تأثیری بر درمان، کاهش طول مدت بستری، نیاز به تهویه مکانیکی و مرگ و میر مبتلایان به کووید-۱۹ بستری در بیمارستان نشان ندادند.

این یعنی اینکه با وجود همه ظرفیت های موجود در داخل کشور، کشور ایران به یک موش آزمایشگاهی سازمان بهداشت جهانی تبدیل شده و جالب اینجاست که با بیان عنوان «سکوی نخست» به این کار افتخار هم شده است!
 
در واقع، معاون تحقیقات وزارت بهداشت، ناخواسته پرده از پروژه ای مشکوک و امنیتی برداشته است که  البته باید هرچه زودتر نهادهای نظارتی بررسی کنند که ارتباط این پروژه با بالا رفتن آمار مرگ و میر بیماران کرونایی در کشور چقدر بوده است؟

 
  BLOGFA.COM